لغت نامه دهخدا
غره ماه. [ غ ُرْ رَ / رِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اول روزاز ماه. شب اول ماه. مستهل ماه. رجوع به غره شود.
غره ماه. [ غ ُرْ رَ / رِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اول روزاز ماه. شب اول ماه. مستهل ماه. رجوع به غره شود.
اول روز از ماه شب اول ماه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت خواهی ترش نشین یا تلخ غره ماه زندگی شده سلخ
💡 اول فصل ربیع و غره ماه ربیع حبذا از روز و شب، صد مرحبا بر ماه و سال
💡 شبی چو غره ماه محرم اول او ولی ز سلخ مه روزهٔ آخرش خوشتر
💡 مشرب عذب و صالش تلخ شد غره ماه نشاطش سلخ شد
💡 روز رخت که غره ماه جمال تست هر شب مدد کننده بدر کمال تست
💡 روزه داران طریقت از برای روز عید غره ماه از هلال نون ابرویت کنند