غرابان

لغت نامه دهخدا

غرابان. [ غ ُ ] ( ع اِ ) دو غراب. تندی پایین سرین متصل بالای ران یا استخوان باریک پائین استخوان تنک. ( از منتهی الارب ). دو انتهای ورکین پائین که پشت قسمتهای فوقانی ران قرار دارند، و گفته اند دو استخوان باریک پائین تر ازفراشه است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به غراب شود.

فرهنگ فارسی

دو غراب تندی پایین سرین متصل بالای ران یا استخوان تنک دو انتهای ورکین پائین که پشت قسمتهای فوقانی ران قرار دارند و گفته اند دو استخوان باریک پائین تر از فراشه است

جمله سازی با غرابان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمستانشان اگر محبوس کرد آن غرابان را خدا طاووس کرد

💡 بهر جویی یکی آیینه بنهاده به کار اندر غرابان بر سر آیینه چون آیینه‌دار اندر

💡 خود از بهر غرابان لاشه مردار می‌شاید شما را عشق کل ای عندلیبان گلستانی

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز