غذا خور

لغت نامه دهخدا

غذاخور. [ غ ِ/ غ َ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) غذاخورنده. خورنده هر خوراکی جز شیر. در تداول عامه گویند: این بچه هنوز غذاخور نشده است؛ یعنی تنها باید به او شیر داد.

فرهنگ فارسی

۱ - خورنده غذا. ۲ - خورنده هر نوع خوراک جز شیر: این بچه هنوز غذا خور نشده است.

جمله سازی با غذا خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتا من از این حساب فردم کان را که غذا خور است خوردم

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز