غبا

لغت نامه دهخدا

غبا. [ غ َ ] ( ع اِ ) گرد بلند برآمده. ( منتهی الارب ).
( غباً ) غباً. [ غ َ بَن ْ ] ( ع مص ) مصدر فعل غبی است و این فعل بمعانی مختلف بر حسب تفاوت موارد استعمال می آید: غبی الشی عنه؛ گول گردید از آن و نه دریافت. ( منتهی الارب ). غبی الشی منه؛ نهان شد از وی و دانسته نشد. غبی علی الشی ٔ؛ گولی کرد و غفلت ورزید. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

گرد بلند بر آمده

جمله سازی با غبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست زر غبا وظیفهٔ ماهیان زانک بی‌دریا ندارند انس جان

💡 بر یکی اشتر بود این دو درا پس چه زر غبا بگنجد این دو را

💡 هیچ کس با خویش زر غبا نمود هیچ کس با خود به نوبت یار بود

💡 نیست زر غبا وظیفهٔ عاشقان سخت مستسقیست جان صادقان

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز