عیانی

لغت نامه دهخدا

عیانی. ( ص نسبی ) آشکار. مقابل نهانی:
چون گشت جهان را دگر احوال عیانیش
زیرا که بگسترد خزان راز نهانیش.ناصرخسرو.بر عالم علویش گمان بر چوفرشته
هرچند که اینجا بود این جسم عیانیش.ناصرخسرو. || جاسوس. ( ناظم الاطباء ). || اصلی. غیراندر. غیرناتنی.
- برادر و خواهر عیانی؛ برادر و خواهر از یک پدر و مادر. ( ناظم الاطباء ). در مقابل برادر اعیانی ( برادر رحمی ). رجوع به اعیانی شود.

فرهنگ عمید

آشکار، ظاهر.

فرهنگ فارسی

آشکار مقابل نهانی

جمله سازی با عیانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی پیریست واصل از عیانی اگر اینجا تو قدر او بدانی

💡 راز استادم عیانی چند شد گرچه پای من کنون در بند شد

💡 سخن از عشق میگوید عیانی بر هر کس یقین راز نهانی

💡 نفخت فیه من روحی عیانی که مکشوفست در تو هرمعانی

💡 رفت وصالش به روح جسم نکرد التفات گرچه مجرد ز تن گشت عیانی مرا

💡 بجز مانیست چیزی در عیانی همه ازماست جمله تا بدانی

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز