علی القطع
مترادفها
قطعاً، بدون شک، مسلماً، حتماً
متضادها
احتمالاً، شاید
لغت نامه دهخدا
علی القطع. [ ع َ لَل ْ ق َ ] ( ع ق مرکب ) بطور قطع. بیقین. مطمئناً. قطعاً. حتمی. بطور حتم:
روی دل از این شاهد بدمهر بگردان
کانجا که جمال است علی القطع وفا نیست.اثیر اخسیکتی.علی القطع نپذیرم اقطاع شاهان
من و ترک اقطاع و پس انقطاعی.خاقانی.
فرهنگ عمید
قطعاً، به طور قطع و یقین.
فرهنگ فارسی
قطعا یقینا بطونر بقطع حتما: علی القطع نپذیرم اقطاع شاهان من و ترک اقطاع و پس انقطاعی. ( خاقانی )
بطور قطع بیقین مطمئنا قطعا حتمی
جمله سازی با علی القطع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز نطع چرخ درمانی علی القطع برو بر ریگ رو تا چند ازین نطع