علی الاستمرار
مترادفها
همواره، مدام، پیوسته
متضادها
منقطع، گاهبهگاه
لغت نامه دهخدا
علی الاستمرار. [ ع َ لل ْ اِ ت ِ ] ( ع ق مرکب ) پیوسته. همواره. دائم. همیشه. بطور ثابت. ( ناظم الاطباء ). مستمراً. براستمرار. همیشگی. بردوام. یک ریز. پی درپی. پیاپی. یک بند. بی انقطاع. || باثبوت قدم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به استمرار شود.
جمله سازی با علی الاستمرار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر از اهل ذكر باشد، خوب است اوايل امر ذكرش استغفار باشد و در اواسط ذكر يونسيه،يعنى (الا اله انت سبحانك انى كنت من الظالمين ) (126) و در آخر كلمه طيبه (لا اله الاالله ) به شرط الاستمرار، مضافا على الحضور (يعنى به شرط آنكه هميشگى باشد،علاوه بر داشتن حضور قلب )
💡 اصل السنة: الاستمرار فى جهة: الاستمرار در جهتى معناى اصلى سنت است. السنة:الطريقه المجعوله ليقتدى بها: راه جعل شده اى كه از آن پيروى شود(12)