لغت نامه دهخدا
( متصلاً ) متصلاً. [ م ُت ْ ت َ ص ِ لَن ْ ] ( ع ق ) همیشه و همواره و دائماً و لاینقطع. ( ناظم الاطباء ). پیوسته. مستمراً. و رجوع به متصل و اتصال شود.
( متصلاً ) متصلاً. [ م ُت ْ ت َ ص ِ لَن ْ ] ( ع ق ) همیشه و همواره و دائماً و لاینقطع. ( ناظم الاطباء ). پیوسته. مستمراً. و رجوع به متصل و اتصال شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ یجوز ان یکون الاستثناء متصلا یعنی الا المؤمنین فانه یشفع بعضهم لبعض باذن اللَّه. و قیل الاستثناء منقطع و معناه: لکن من رحمه اللَّه فانه مغفور له إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ علی اعدائه، الرَّحِیمُ لاولیائه.
💡 اما اگر از این معانی ترسد در حق پیوستگان و خویشان خود، چون زاهدی که داند که او را نزنند و مال ندارد که بستانند، لیکن به انتقام او خویشان و متصلان او را برنجانند، او را نشاید حسبت کردن، چه ضرر در حق خود شاید و در حق دیگران نشاید، بلکه نگاه داشتن حقوق ایشان حق دین بود و این نیز مهم باشد.
💡 ثمّ قال: وَ اللَّهُ شَدِیدُ الْعِقابِ یجوز ان یکون متصلا بکلامه، و یجوز ان یکون مستانفاً.