علی الا جمال

لغت نامه دهخدا

علی الاجمال. [ ع َ لَل ْ اِ ] ( ع ق مرکب ) مجملاً. بطور مجمل و نامعلوم. براجمال. باجمال. و رجوع به اجمال شود.

فرهنگ عمید

مجملاً، به طور مجمل و مختصر.

فرهنگ فارسی

۱- مجملا مختصرا مقابل علی التفصیل: بسرسینه این دوستان علفی التفصیل که دست گیری و رحمت کنی علی الاجمال. ( سعدی.کلیات ) ۲ - بطور مبهم.، مجملا بطور مجمل و نامعلوم بر اجمال

جمله سازی با علی الا جمال

💡 پادشاها گرچه گستاخی است لیکن واجب است عرض حال خود مرا پیشت علی الا جمال کرد