لغت نامه دهخدا
عللا. [ ع َ ل َ ] ( اِ صوت ) بانگ و شور و غوغا. هلالوش. هیابانگ. رجوع به علالا شود:
گر چو ما گیتی مجبور قضا و قدر است
پس چرا از ما برگیتی چندین عللاست ؟مسعودسعد.
عللا. [ ع َ ل َ ] ( اِ صوت ) بانگ و شور و غوغا. هلالوش. هیابانگ. رجوع به علالا شود:
گر چو ما گیتی مجبور قضا و قدر است
پس چرا از ما برگیتی چندین عللاست ؟مسعودسعد.
بانگ، فریاد، شوروغوغا، هیاهو: گر چو ما گیتی مجبور قضاوقدر است / پس چرا از ما بر گیتی چندین عللاست (مسعودسعد: ۸۵ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوش من چون نشود کر، که به تحریک نسیم عرعر افکند به هر سو عللا در کشمیر
💡 ز سوز شوق دل من همیزند عللا که بوک دررسدش از جناب وصل صلا