عدل گستری
مترادفها
دادگری، عدالت، انصاف
متضادها
ظلم، جور، بیعدلی
لغت نامه دهخدا
عدل گستری. [ ع َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) عمل دادگستر. دادگستری:
مفخر اول البشر، مهدی آخر زمان
وحی بجانش آمده آیت عدل گستری.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 423 ).اگر عدل گستری در ذات او مفطور بوده است و رعیت پروری... ( ترجمه محاسن اصفهان ص 81 ). از فضیلت استعداد ملک پروری و شرف استبداد عدل گستری... ( ترجمه ٔمحاسن اصفهان ص 69 ).
جمله سازی با عدل گستری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سوگند خورد عاقلهٔ جان به فضل و عدل کز روی عدل گستری و فضل پروری
💡 جعفر که زر جعفری از دست وی کساد چونان که عدل گستری از تیغ او روا