طم و رم

لغت نامه دهخدا

طم و رم. [ طِم ْ م ُرِم م / رِ ] ( از ع، ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آب و خاک. || خشک و تر. || کثیر و قلیل. مال بسیار. ( غیاث ): جاء فلان بالطم و الرم؛ ای بالمال الکثیر، و الظاهر ان ههنا یقصد بتمامه:
پس نبیند جمله را با طم و رم
حب» الاشیاء یعمی و یصم.مولوی.عقل تو قسمت شده بر صد مهم
بر هزاران آرزو و طم و رم.مولوی.

فرهنگ عمید

۱. آب وخاک.
۲. [مجاز] کم وزیاد، جزئیات چیزی: عقل تو قسمت شده بر صد مهمّ / بر هزاران آرزو و طمّ ورمّ (مولوی: ۶۴۹ ).
۳. خشک وتر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آب و خاک. ۲ - خشک و تر. ۳ - کم و زیاد قلیل و کثیر. ۴ - مال بسیار.

جمله سازی با طم و رم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس نبیند جمله را با طم و رم حبک الاشیاء یعمی و یصم

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز