لغت نامه دهخدا
طرف شام. [ طَ رَ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، ق مرکب ) مرادف تنگ ِ شام. گیراگیر شام. تنگ غروب:
پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند
حرص گدا شود طرف شام بیشتر.صائب ( از آنندراج ).
طرف شام. [ طَ رَ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، ق مرکب ) مرادف تنگ ِ شام. گیراگیر شام. تنگ غروب:
پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند
حرص گدا شود طرف شام بیشتر.صائب ( از آنندراج ).
مرادف تنگ شام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پردهدار است شب و پردهدری شیوهٔ روز زین سبب عیش نهانی طرف شام افتاد
💡 رود رودی شنوم از طرف شام مگر ام لیلا بسر نعش پسر میآید
💡 پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند حرص گدا شود طرف شام بیشتر
💡 صبح جمالش بدمید از شب گیسو یا شه روم از طرف شام برآمد
💡 سفر کعبه اگر از طرف شام کنند در ره مکه یکی منزل حجاج علیست
💡 در طرف شام یکی پیر بود چون پری از خلق طرفگیر بود