طبلباز
مترادفها
طبلزن، نوازنده طبل
لغت نامه دهخدا
طبلباز. [ طَ ] ( اِخ ) رجوع به محمد معروف به طبلباز شود.
جمله سازی با طبلباز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به قصد مرغ روح دشمنان تا امر فرمودی ز جان طبلباز خصم بانگ الامان آمد