لغت نامه دهخدا
نامی بکری. [ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) میر محمد معصوم ترمدی بکری. رجوع به نامی ترمدی شود.
نامی بکری. [ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) میر محمد معصوم ترمدی بکری. رجوع به نامی ترمدی شود.
میر محمد معصوم ترمدی بکری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهآفرید نامی ایرانیست که هم بر دختران و هم بر پسران نهاده شدهاست.
💡 شه آمد پیشش و گفت ای گرامی زبان بگشای و بر گو تا چه نامی
💡 خاطر بداندیشت روز و شب پریشان باد گرچه در زمانت نیست نامی از پریشانی
💡 دل آواره من تا کجا شد کرو نامی نمی یابم نشان نیز
💡 قناعتکن ز نقش این نگینها به آن نامیکه بر لوح مزارست