طبع کافوری
لغت نامه دهخدا
طبع کافوری. [ طَ ع ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از مزاج سرد و خشک باشد. ( برهان ). || کنایه از طبع سوداوی. ( آنندراج ). || کنایه از مردم کند طبع و خنک و بارد. ( برهان ) ( آنندراج ). || یخ بسته. ( برهان ). || کنایه از فوت و موت. ( برهان ). مرگ. ( آنندراج ). || شوریده دماغ. آشفته عقل. رجوع به مجموعه مترادفات ص 169 شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از طبع سوداوی یاکنایه از مردم کند طبع و خنک و بارد.
جمله سازی با طبع کافوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ور مزاج گوهران را از تناسل بازداشت طبع کافوری که وقت مهرگان افشاندهاند