لغت نامه دهخدا
طاو. [ وِن ] ( ع ص ) طَو. گرسنه. ( منتهی الارب ) ( دهار ). || گرسنه دارنده خود را. طاویة مثله فیهما. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || پیچنده. ( دهار ).
طاو. [ وِن ] ( ع ص ) طَو. گرسنه. ( منتهی الارب ) ( دهار ). || گرسنه دارنده خود را. طاویة مثله فیهما. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || پیچنده. ( دهار ).
گرسنه یا گرسنه دارنده خود را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دریده گل ز مستی جیب ناموس مغنی بلبلان در رقص طاو وس