طالع فیروز

لغت نامه دهخدا

طالع فیروز. [ ل ِ ع ِ ] ( ترکیب وصفی ) طالع سعد. بخت مسعود. طالع خجسته. اقبال فرخ و میمون.

فرهنگ فارسی

طالع سعد بخت مسعود

جمله سازی با طالع فیروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر مرا روزی خیالش روی بنماید به خواب مطلع اقبال گردد طالع فیروز من

💡 بیمن طالع فیروز و بخت فرخ فال همای دولت و اقبال میگشاید بال

💡 چون من نتوان از سر کونین گذشتن تا همّتی از طالع فیروز نباشد

💡 گر نیست مرا طالع فیروز چه باک؟ ور طبع نگردد الفت آموز چه باک؟

💡 چنان شد بسته بر رویم در این کاخ فیروزه که از بخت بلند و طالع فیروز نگشاید

💡 بخت یارت شد، مبارک طالع فیروز روز نیک بختی مقبلی کو را قبولت دست داد

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز