ضیر

لغت نامه دهخدا

ضیر. [ ض َ ] ( ع مص ) ضرر: لا ضیر علیکم؛ ای لا ضرر فی تأخیر الصلوة بالنوم. ضور. گزند رسانیدن کار. ( منتهی الارب ). گزند کردن. ( دهار ).مضرت کردن. ( زوزنی ). || گزند. || زیان کردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). || بیچارگی. || احتیاج. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ضرر ٠ گزند رسانیدن کار ٠ یا بیچارگی ٠

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ضَیْرَ: ضرر
ریشه کلمه:
ضیر (۱ بار)
ضرر رساندن. «ضاره الامر ضیراً: اضّر به». گفتند: در اینکه ما را بکشی ضرری نیست که ما در آن صورت به سوی پروردگار خویش بر می‏گردیم. طبرسی آن را ضرر فرموده و ضیر و ضرّ را یکی می‏داند.

جمله سازی با ضیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ضربت فرعون ما را نیست ضیر لطف حق غالب بود بر قهر غیر

💡 نعرهٔ لا ضیر بشنید آسمان چرخ گویی شد پی آن صولجان

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز