لغت نامه دهخدا
ضیر. [ ض َ ] ( ع مص ) ضرر: لا ضیر علیکم؛ ای لا ضرر فی تأخیر الصلوة بالنوم. ضور. گزند رسانیدن کار. ( منتهی الارب ). گزند کردن. ( دهار ).مضرت کردن. ( زوزنی ). || گزند. || زیان کردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). || بیچارگی. || احتیاج. ( منتهی الارب ).