واژۀ ضعیف النفس به طور کلی به فردی اطلاق میشود که از نظر روانی و اخلاقی دارای استحکام و ثبات کافی نیست. این اصطلاح در دو معنای نزدیک به هم، اما متمایز، به کار میرود. معنای نخست، سست نهاد بودن است که اشاره به ضعف در سرشت و بنیاد اخلاقی فرد دارد. در این حالت، شخص از اساس فاقد صلابت درونی و استواری ذاتی در برابر امور ناپسند است.
در معنای دوم، این واژه به سست اراده بودن تعبیر میشود. در این مفهوم، شخص ممکن است به لحاظ نهادی کاملاً سست نباشد، اما ارادهای ضعیف و عزمی ناپایدار دارد که در مواجهه با سختیها و وسوسهها به راحتی متزلزل میگردد. چنین فردی در تصمیمگیریها قاطع نیست و در پایبندی به اهداف و اصول خویش ناتوان است.
هر دو مفهوم سست نهادی و سست ارادگی بیانگر نقصی در قوای درونی شخصیت است که میتواند موجب آسیبپذیری در برابر انحرافات اخلاقی یا شکست در عرصههای مختلف زندگی شود. بنابراین، ضعیف النفس به عنوان صفتی منفی، فردی را توصیف میکند که یا در بنیانهای اخلاقی خود سست است و یا ارادهای لرزان دارد که هر دو، مانعی جدی در راه رشد و تعالی فردی محسوب میشوند.