صورت بین

لغت نامه دهخدا

صورت بین. [ رَ ] ( نف مرکب ) بیننده صورت. آنکه ظاهر را نگرد. آنکه معنی را درنیابد یا بدان توجه نکند. مقابل معنی بین. قشری:
آنچه با صورت پرستان هری کردی عیان
هیچ صورت بین ندارد ز آن معانی جز خبر.سنایی.هرکه ماه ختن و سرو روانت گوید
او هنوز از قد و بالای تو صورت بین است.سعدی.بود دائم چون زبان خامه حرف ما یکی
گرچه پیش چشم صورت بین دوتا بودیم ما. صائب.

فرهنگ عمید

آن که صورت ظاهر را ببیند و به معنی یا باطن توجه نکند، ظاهربین: هر که ماه ختن و سرو روانت گوید / او هنوز از رخ و بالای تو صورت بینی ست (سعدی۲: ۳۷۳ ).

جمله سازی با صورت بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیا این چشم صورت بین بنه ای دل دمی برهم به خلوتخانه معنی درآ، با خاطری خرّم

💡 من گنجم اگر خرابیم آیین است غم نیست ولی زمانه صورت بین است

💡 دور است ز تو نظر بهانه اینست کاین دیدهٔ ما هنوز صورت بین است

💡 صور در چشم صورت بین چنینند که گه پستند و گه بالا نشینند

💡 از حجاب غفلت آخر یک زمان بیرون نگر ناظر رخسار جانان چشم صورت بین مکن

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز