صدقه دادن
مترادفها
بخشیدن، نیکی کردن
متضادها
صدقه گرفتن
لغت نامه دهخدا
صدقه دادن. [ ص َ دَ ق َ / ق ِ دَ ] ( مص مرکب ) تصدق. ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). تزکی. ( تاج المصادر بیهقی ). چیزی در راه خدا دادن: چندان صدقه دادند که آن را اندازه نبود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 517 ). رجوع به صدقه شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چیزی در راه خدا دادن.
جمله سازی با صدقه دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اما منفعت رسانیدن صدقه دادن بود و به حق مسلمانان قیام کردن و اگر در عزلت جز به عبادت ظاهر مشغول نخواهد شد، کسب حلال و صدقه دادن وی را از عزلت فاضلتر باشد و اگر در باطن وی را راه گشاده است به معرفت جلال حق تعالی و انس به مناجات وی، این از همه صدقات فاضلتر که مقصود همه عبادتها این است.
💡 فایده دهم آن که چون بر شکم خویش قادر شد، بر صدقه دادن و ایثار کردن و کرم ورزیدن قادر شد، چه هرچه اندر شکم شد جای وی کثیف بود و هرچه به صدقه داد جای وی دست لطف حق تعالی بود.
💡 بسیاری از افراد معتقدند که با صدقه دادن به نیازمندان، میتوان برکت بیشتری در زندگی خود ایجاد کرد و آرامش قلبی بیشتری تجربه نمود.
💡 در فرهنگ اسلامی، صدقه دادن نه تنها یک عمل خیرخواهانه است، بلکه وسیلهای برای پاکسازی مال و کمک به طبقات آسیبپذیر جامعه محسوب میشود.
💡 او همیشه سعی میکند با مقدار اندکی پول که روزانه از درآمدش کنار میگذارد، به کارهای خیر و صدقه دادن به کودکان یتیم بپردازد.