تصدق دادن

مترادف‌ها

صدقه دادن، بخشیدن

متضادها

بخل ورزیدن، دریافت کردن

لغت نامه دهخدا

تصدق دادن. [ ت َ ص َدْ دُ دَ ] ( مص مرکب ) صدقه دادن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تصدق شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چیزی برای دفع بلا بنیازمندان دادن صدقه دادن.

جمله سازی با تصدق دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اين آيات طائفه ديگر از منافقين را يادآور ميشود كه از حكم صدقات تخلف ورزيده و ازدادن زكات سرپيچيدند، با اينكه قبلا مردمى تهى دست بودند و با خدا عهد كرده بودندكه اگر خداى تعالى به فضل خود بى نيازشان سازد حتما تصدق دهند و از صالحانباشند، ولى بعد از آنكه خداى تعالى توانگرشان ساختبخل ورزيده و از دادن زكات دريغ نمودند.

💡 مساءله 31 - اگر يابنده لقطه مالك آن را بشناسد لكن نه برايش امكان داشتهباشد كه آن را به وى برساند و نه به وارث او، در اينكه آيا حكم لقطه را برآنجارى كند يعنى مخير بين امور سه گانه (تملك و تصدق و امانت ) باشد، و يا حكممجهول المالك را بر آن بار كند كه متعين صدقه دادن است دو وجه است و احتياط آن است كهرجوع به حاكم كند.

💡 بسیاری از افراد مذهبی در روزهای خاص سال، سعی می‌کنند با تصدق دادن بخشی از اموال خود، به نیازمندان کمک کرده و آرامش روحی بیشتری کسب کنند.

💡 او تصمیم گرفت پس از دریافت پاداش سالانه، با تصدق دادن مبلغ قابل توجهی به خیریه‌های معتبر، سهمی در بهبود شرایط زندگی کودکان یتیم داشته باشد.

💡 سنت قدیمی در این منطقه بر این است که مردم با تصدق دادن مقداری از محصول کشاورزی خود، برکت بیشتری را برای فصل‌های آینده در زندگی خود طلب کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران