صتم

لغت نامه دهخدا

صتم. [ ص َ ] ( ع ص ) سخت. ( مهذب الاسماء ). درشت سخت. یقال: رجل ٌ صتم وعبد صتم و جمل صتم و حجر صتم و غیر ذلک. ج، صُتم. ( منتهی الارب ). || کمال چیزی و تمامی آن. یقال: الف ٌ صتم، بالتسکین؛ او هو الاکثر یعنی هزار تام.و اموال صتم، بالضم؛ ای کامل. ( منتهی الارب ). یقال: عبد صتم. و الف صتم؛ هزاری تمام. ( مهذب الاسماء ). || ( اِ ) مرد بالغ بنهایت سن کهولت رسیده. ( منتهی الارب ). || حروف صتم؛ عبارت است از همه حروف غیر از این شش حرف «ب رف ل م ن ». ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سخت

جمله سازی با صتم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهلی به هوای شکرین لعل لب دوست طوبی صتم فاتحه خوان از سر اخلاص

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز