واژه «شیرفش» در زبان فارسی صفتی است که برای بیان شباهت به شیر به کار میرود. این واژه از دو بخش «شیر» و پسوند «فش» ساخته شده و معنی «شیرمانند» یا «مانند شیر» میدهد. در کاربرد ظاهری، به چیزی گفته میشود که از نظر هیبت، نیرو یا شکل به شیر شباهت داشته باشد. اما بیشتر به صورت مجازی برای توصیف انسانها به کار میرود. در این معنی، «شیرفش» یعنی کسی که شجاع، دلیر و نیرومند باشد. این واژه هممعنی واژههایی مانند شیرسان، شیرصفت و شیروار است. در متون ادبی قدیم، شاعران از آن برای ستایش پهلوانان و جنگاوران استفاده میکردند. بهکاربردن این صفت نشاندهنده نهایت دلاوری و بیباکی فرد است، بنابراین بار معنایی آن بیشتر حماسی و ستایشی است. در مجموع «شیرفش» یعنی شیرمانند و بهطور مجازی بسیار شجاع و دلیر.
شیرفش
لغت نامه دهخدا
شیرفش. [ ف َ ] ( ص مرکب ) شیرمانند. ( ناظم الاطباء ). شیردیس. ( لغت فرس اسدی ). کنایه است از شجاع و دلیر:
بیارم یکی لشکر شیرفش
برآرم شما را سر از خواب خوش.فردوسی.چنین گفت کاین کودک شیرفش
مرا پرورانید باید به کش.فردوسی.بدو گفت کای خسرو شیرفش
به مردی مگردان سر خویش کش.فردوسی.سپاهی که دیدند کوپال اوی
بر و مغفر و شیرفش یال اوی.فردوسی.برفتند با دست کرده به کش
بزرگان اسب افکن و شیرفش.فردوسی.کهار کهانی بدان جایگاه
گوی شیرفش با درفشی سیاه.فردوسی.میان اندرون ارفش شیرفش
سوی نیو و توپال شد کینه کش.اسدی.
فرهنگ عمید
شیرمانند، مانند شیر، شجاع و دلیر مانند شیر.
فرهنگ فارسی
شیرفروش، شیرمانند، مانندشیر، شجاع ودلیر
( صفت ) شیر وش
جمله سازی با شیرفش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی بچه بد چون گوی شیرفش به بالا بلند و به دیدار کش
💡 همه لشکر طنجه شیرفش سرافکنده و دست کرده به کش
💡 بهانه همی جست سالار هند که آن شیرفش را ز پیکار سند
💡 به استاد در پیش او شیرفش سرافگنده و دست کرده به کش
💡 به آذرشن و ارفش شیرفش سپرد از دو سو لشکر کینه کش
💡 بدو گفت کای خسرو شیرفش به مردی مگردان سر خویش کش