شیرزور

مترادف‌ها

قوی، نیرومند، قدرتمند، مقتدر

متضادها

ضعیف، ناتوان

لغت نامه دهخدا

شیرزور.( ص مرکب ) با قوت و زور مانند شیر. ( ناظم الاطباء ).
شیرزور. ( اِخ ) از القاب بهرام گور است. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

ویژگی آن که زور و نیروی شیر دارد، دلیر و پرزور مانند شیر.

جمله سازی با شیرزور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همه پیل پیکر همه شیرزور به دادار نزدیک و ز ابلیس دور

💡 آن جنگجوی شیرزور با شجاعت تمام، در میدان نبرد با دشمنان ایستادگی کرد و از مرزهای کشور با قدرت دفاع نمود.

💡 در داستان‌های افسانه‌ای، قهرمانان شیرزور معمولاً با استفاده از قدرت بدنی خود، هیولاهای بزرگ و ترسناک را شکست می‌دادند.

💡 او با داشتن جثه‌ای شیرزور و مهارت‌های رزمی بالا، توانست در مسابقات جهانی بوکس به مدال طلای بسیار ارزشمندی دست یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران