شطور

لغت نامه دهخدا

شطور. [ ش َ ] ( ع ص ) گوسپندی که یک پستان وی خشک و یکی با شیر باشد و یا یک پستان وی درازتر از دیگری بود. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). گوسفند که یک پستانش شیر ندهد. ج، شُطُر. ( مهذب الاسماء ). || جامه ای که یک طرف عرض آن درازتر باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
شطور. [ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شَطر. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شطر شود.
شطور. [ ش ُ ] ( ع مص ) مصدر به معنی شطارة. ( ناظم الاطباء ). خشک یا دراز شدن یک پستان گوسفند نسبت به دیگری. رجوع به شطارة شود. || برغم مردمان دور گردیدن از ایشان. ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). دور شدن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || نظر کردن بسوی کسی به روشی که گویا دیگری را هم می نگرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). به گوشه چشم نگریستن. ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ عمید

= شطر

فرهنگ فارسی

مصدر به معنی شطاره خشک یا دراز شدن یک پستان گوسفند نسبت به دیگری یا برغم مردمان دور گردیدن از ایشان.

جمله سازی با شطور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس لآلی مضمون سطور او دریا ز بس جواهر مکنون شطور او معدن

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز