شخ کمان

لغت نامه دهخدا

شخ کمان. [ ش َ ک َ ] ( ص مرکب ) سخت کمان. تیراندازی که کمان او بسیار سخت باشد و کشیدن کمان سخت دلیل بر قوت و قدرت بسیار است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). تیراندازی که کمان وی بسیار سخت بود. || پرزور و قوی و باقدرت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. ویژگی تیراندازی که کمان سخت و محکم داشته باشد.
۲. قوی، پرزور، نیرومند.

فرهنگ فارسی

سخت کمان. تیر اندازیکه کمان او بسیار سخت باشد و کشیدن کمان سختدلیل بر قوت و قدرت بسیار است.

جمله سازی با شخ کمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رحمی به نیم جانم ای شخ کمان خدا را گر تیر تو براید جان نیز هم بر آید

💡 ز خون حلق من ای ترک شخ کمان بگذر که صیدهای چنین کم به تیر می‌آید

💡 بسکه از دلها بدورم، کس نپردازد بمن چون هدف استاده ام، کان شخ کمان پیدا شود

💡 گر نیست قصد قتل منش از خدنگ جور این شوخ شخ کمان که بزین تکیه داده کیست؟!

💡 ببوی آنکه خورم تیر کاری از نگهش گشوده سینه سوی ترک شخ کمان رفتم

💡 خصم اگر چه شخ کمان کرده کمین به قصد جان تیر ولای مرتضی هست نهان به ترکشم