لغت نامه دهخدا
شاه تشنه لب. [ هَِ ت ِ ن َ / ن ِ ل َ ] ( اِخ ) یا شاه تشنه لبان. لقبی که شیعیان فارسی زبان به حضرت امام حسین علیه السلام دهند. ( یادداشت مؤلف ).
شاه تشنه لب. [ هَِ ت ِ ن َ / ن ِ ل َ ] ( اِخ ) یا شاه تشنه لبان. لقبی که شیعیان فارسی زبان به حضرت امام حسین علیه السلام دهند. ( یادداشت مؤلف ).
یا شاه تشنه لبان ٠ لقبی که شیعیان فارسی زبان به حضرت امام حسین علیه السلام دهند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبان حال شاه تشنه لب را با سر مسلم بگویم تا کند اندر تزلزل ملک امکان را
💡 فتاد با مژه خاک از ره پدر می رُفت به آه و ناله به آن شاه تشنه لب می گفت
💡 یکی ز جمله خدام مجتبی ز وداد گذار وی ببر شاه تشنه لب افتاد
💡 ریخت (حاجب) از غم فرزند شاه تشنه لب اشک خونین از دو چشمان همچو ابر نوبهار
💡 آن دم که شاه تشنه لب از صدر زین فتاد سیماب وار، لرزه به عرش برین افتاد