شاخ شکسته

لغت نامه دهخدا

شاخ شکسته. [ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مطیع و منقاد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مطیع و منقاد

جمله سازی با شاخ شکسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکسته قامت فایز ز پیری دگر شاخ شکسته کی دهد بار

💡 کسی نمی شنود بوی خرمی هرگز به رنگ غنچهٔ شاخ شکسته از دل من

💡 طومار شکوه های دل من به دست چرخ نگشوده همچو غنچهٔ شاخ شکسته ماند

💡 دایم به رنگ غنچهٔ شاخ شکسته باد گلشن برای دشمن او محبس خمول

💡 باغ چو زرد و خشک شد تا بخورد ز آب جان شاخ شکسته را بگو آب خور و بیازما

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز