سامان سر

لغت نامه دهخدا

سامان سر. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان چهارفریضه، بخش مرکزی شهرستان بندر انزلی کنار مرداب و متصل به غازیان کنار شوسه انزلی به رشت. هوای آن معتدل و دارای 700 تن سکنه است. آب آنجا از چاه تأمین میشود این ده محصولی ندارد و در آمار نیز جزء غازیان منظور شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان چهار فرضیه بخش مرکزی شهرستان بند پهلوی

جمله سازی با سامان سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر به سامان سر کویش رسی، ای باد صبح، عرضه داری شرح حال بی سر و سامان ما

💡 چو گردد بی سر و سامان سر و سامان نو گیرد غبار فقر افسر بخشد و اورنگ خاقانش

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز