لغت نامه دهخدا
سال حاصل. [ ص ِ ] ( اِ مرکب ) محصول و حاصل سال. ( ناظم الاطباء ). آنچه در سال از محصول بدست آید.
سال حاصل. [ ص ِ ] ( اِ مرکب ) محصول و حاصل سال. ( ناظم الاطباء ). آنچه در سال از محصول بدست آید.
محصول و حاصل سال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آثار باستانی در بسیاری از کشورهای اروپایی شواهدی را از آزادی پرسهزنی فراهم میکند و نشان میدهد که چنین آزادی زمانی یک نورم عادی بودهاست. امروز در استونی، فنلاند، آیسلند، نروژ و سوئد حق پرسهزنی ممکن است به خالصترین شکل آن باقیمانده باشد. در این کشورها، این حق از طریق عمل در طول صدها سال حاصل شدهاست و معلوم نیست چه زمانی صرفاً از یک «عمل عادی» به یک حق شناخته شده عمومی تبدیل شدهاست.
💡 منت ایزد راکه در یک سال حاصل شد تورا آن شگفتیها که عاجز ماند ازو وهم و گمان