راست گفتاری

لغت نامه دهخدا

راست گفتاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل راست گفتار. راستگویی. راستگو بودن. سخن راست گفتن. راستگویی پیشه ساختن:
مرا که شکر وثنای تو گفته ام همه عمر
مگر خدای نگیرد براست گفتاری.سعدی.و با یکدیگر مصادقت و راست گفتاری شعار کردی. ( تاریخ قم ص 252 ). در تقوی و پرهیزکاری وراستی و راست گفتاری از زاهدان عصر و عابدان وقت مبرز و ممتاز است. ( تاریخ قم ص 4 ). تسدید؛ راست گفتاری.( منتهی الارب ). و رجوع به راست گفتار شود.

فرهنگ فارسی

عمل راست گفتار. راستگوی

جمله سازی با راست گفتاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راست بینی و راست گفتاری می کند بر کجان، گرانباری

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز