لغت نامه دهخدا
زاه. ( اِخ ) دهی است نزدیک نیشابور. ( منتهی الارب ). قریه ای است از نیشابور و منسوب بدان را زاهی و ازاهی گویند. ( از معجم البلدان ). و رجوع به زاهی شود.
زاه. ( اِخ ) دهی است نزدیک نیشابور. ( منتهی الارب ). قریه ای است از نیشابور و منسوب بدان را زاهی و ازاهی گویند. ( از معجم البلدان ). و رجوع به زاهی شود.
دهیست نزدیک نیشابور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سحر تا شام خارا سوختی زاه میان خار غلطیدی شبانگاه
💡 آنها که ساکنان مقام ولایتند در زاه فقر گشته بشرع تو رهنما
💡 برخیز و چراغ صبگاهی زاه سحرم نگر نشسته
💡 سبکروان ز غم زاه و منزل آزادند صدا ز خویشگذشتهست هر کجا برسد