راهگذاری

لغت نامه دهخدا

راهگذاری.[ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل راهگذار. رهگذری. || ( ص نسبی، اِ مرکب ) ابن سبیل. ( ترجمان القرآن ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که غالبا در عبور و مرور باشد ابن السبیل.
عمل راهگذار. رهگذری. یا ابن سبیل.

جمله سازی با راهگذاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دانی زخاک راهگذاری که می دهد هر روز صبح آینهٔ مهر را جلا

💡 حیف گر تن به سگان سر کویی نرسد وای گر جان به سر راهگذاری ندهی

💡 زان عمر گرانمایه به اینیم تسلی گاهی نظر از راهگذاری و دگر هیچ

💡 عقل است چراغ تو در راهگذاری نه عشق است ایاغ تو با بندهٔ محرم زن

💡 ماهی است پیش راه تو در ظلمت فنا شمعی اگر به راهگذاری گرفته ای

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز