راهدانی

لغت نامه دهخدا

راهدانی. ( حامص مرکب )عمل راهدان. صفت راهدان. آشنایی براه. شناسایی بر طریق. شناخت طریق. || آشنایی براه و رسم و آداب. آگاهی داشتن از راه و رسم چیزی. دانستن راه.

جمله سازی با راهدانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضع این را راهدانی کرده است کاو به سر کار راه آورده است

💡 بیرهان را حشر بیم فرست راهدانی به هر اقلیم فرست

💡 پاس انفاس است می گویند شرط راه عشق جان فدای راهدانی کین نفس را داشت پاس

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز