لغت نامه دهخدا
رامشک. [ م ِ ] ( اِمص ) بمعنی رامشت است که آرامش و آرامیدن و رامشگر باشد. ( آنندراج ) ( برهان ). مزیدفیه رامش است. ( فرهنگ نظام ). مثل رامش است. ( از منتخب اللغات ). رجوع به رامش و رامشت شود.
رامشک. [ م ِ ] ( اِمص ) بمعنی رامشت است که آرامش و آرامیدن و رامشگر باشد. ( آنندراج ) ( برهان ). مزیدفیه رامش است. ( فرهنگ نظام ). مثل رامش است. ( از منتخب اللغات ). رجوع به رامش و رامشت شود.
بمعنی رامشت است که آرامش و آرامیدن و رامشگر باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چاهون یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر رامشک استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.سنگ میزبان این اندیس بازالت است و دیرینگی آن به دوران کرتاسه فوقانی میرسد. در این اندیس، پاراژنزهای گوتیت، لیمونیت یافت میشوند.
💡 کوه گیر یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر رامشک استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 لالی مرده یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر رامشک استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 کوه جیران یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر رامشک استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 رشک یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر رامشک استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.