لغت نامه دهخدا
زبان قفل. [ زَ ن ِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زبانه قفل:
دندانه کلید در دعویند لیک
همچون زبان قفل گه معنی الکنند.سنائی.
زبان قفل. [ زَ ن ِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زبانه قفل:
دندانه کلید در دعویند لیک
همچون زبان قفل گه معنی الکنند.سنائی.
زبانه قفل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی تواند تافت بازوی زبان قفل سکوت با خموشی میتوان داد دل از دشمن گرفت
💡 زبانش خشک شود چون زبان قفل به کام کسی که ناطقهٔ او نشد کلید ثناش