چشمه ٔ خاوری

لغت نامه دهخدا

چشمه خاوری. [چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است. ( برهان ). کنایه از آفتاب باشد. ( انجمن آرا ). آفتاب. ( ناظم الاطباء ). مرادف چشمه خورشید و چشمه خور و چشمه سیماب ریز:
سنان سکندر در آن داوری
سبق برد بر چشمه خاوری.نظامی.رجوع به چشمه خورشید شود.

جمله سازی با چشمه ٔ خاوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به خاک مطبخ نهاد رخ مه خاوری نمود سرآت ذات ز جهل خاکستری

💡 آسمان چنبری از رفعت قدرش خجل آفتاب خاوری از نور رایش شرمسار

💡 تا به تیغ سرفرازی آفتاب خاوری بزم را رنگین کند از خون شمع صبحگاه

💡 ماه مطرب گو بزیر و بم در آور ساز را کافتاب خاوری تشریف داد از راه بام

💡 یا شب شامی ز روز خاوری رخ می نماید یا خضر خطّی بسوی آب حیوان می فرستد

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز