فرهنگ عمید
رودررو، برابر هم.
* روبه رو شدن: (مصدر لازم ) برابر هم شدن، به هم رسیدن و رودرروی یکدیگر واقع شدن.
* روبه رو کردن: (مصدر متعدی ) [عامیانه، مجاز] دو تن را در برابر هم نگه داشتن که حرف های یکدیگر را بشنوند یا مطلبی را در مقابل هم بگویند.
رودررو، برابر هم.
* روبه رو شدن: (مصدر لازم ) برابر هم شدن، به هم رسیدن و رودرروی یکدیگر واقع شدن.
* روبه رو کردن: (مصدر متعدی ) [عامیانه، مجاز] دو تن را در برابر هم نگه داشتن که حرف های یکدیگر را بشنوند یا مطلبی را در مقابل هم بگویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی سرانجام در مهٔ ۱۸۲۱ در جزیرهٔ سنت هلن در حالی که به آن تبعید شده بود، درگذشت. جسدش پس از چندین دهه به وسیلهٔ کشتیای به فرانسه بازگشت و با استقبال بینظیر مردم فرانسه روبه رو شد.
💡 جورجیا خود را با حقیقت روبه رو میکند که او بیش از دو هفته دیگر زنده نخواهد ماند.
💡 این فیلم با واکنش نسبتاً خوب منتقدان روبه رو شد. و توانست جایزه بزرگ جشنواره را از آن خود کند.
💡 این نشان به شکل روبه رو است و هر چهارگوش رنگی درون آن معنای ویژهای دارد.
💡 در حال حاضر جمعیت مسیحیان حدود ۱۰۰ میلیون برآورد میشود که با سرکوب روبه رو میباشند، به ویژه در کشورهای کمونیستی و بسیاری از کشورهای دیگر مانند هندوستان.