رفت و امد

لغت نامه دهخدا

( رفت و آمد ) رفت و آمد. [ رَ ت ُ م َ ] ( مص مرخم، اِ مرکب ) تردد. ( ناظم الاطباء ). همان آمد و رفت است. ( آنندراج ). رفتن و آمدن. ایاب و ذهاب. ( فرهنگ فارسی معین ). ذهاب و ایاب.آمد و شد. آمد و رفت. ( یادداشت مؤلف ):
ز رفت و آمد غمهای بدمستت خبر دارم
صدا آید به گوشم چونکه در دل بازمی گردد.ملاقاسم مشهدی ( از آنندراج ). || مراوده و معاشرت. ( فرهنگ نظام ). مراوده. اختلاف. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به آمد و رفت شود.
- رفت و آمد کردن؛ آمد و شد داشتن. تردد کردن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( رفت وآمد ) (رَ تُ مَ ) (مص مر. ) رفتن و آمدن، ایاب و ذهاب.

فرهنگ فارسی

( رفت و آمد ) ( مصدر ) رفتن و آمدن ذهاب و ایاب.

جمله سازی با رفت و امد

💡 تا بدریاست رفت و امد فُلک کیر بر کونِ اعتصام‌الملک

پاک کننده یعنی چه؟
پاک کننده یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز