رایحات
مترادفها
بوها، رایحهها، عطرها
لغت نامه دهخدا
رایحات. [ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ رایحه، بوهای خوش. || شبانگاه درآیندگان:
علیک تحیة الرحمن تتری
برحمات غواد رایحات.؟ ( از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 192 ).
جمله سازی با رایحات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این باد روح بخش که جان تازه می کند از رایحات نشو و نما می رسد به من
💡 به رایحات عرق چین نازکت که درو خواص پیرهن و چشم پیر کنعان است
💡 عطر و رایحات خوشایند گلهای موجود در باغچه، باعث میشود که هر فردی که از آنجا عبور میکند، احساس آرامش و شادی کند.
💡 در صنعت تولید عطر و ادکلن، استخراج رایحات طبیعی از گیاهان و گلها یکی از پیچیدهترین و مهمترین مراحل تولید است.
💡 ترکیب رایحات مختلف در یک محصول آرایشی میتواند تجربهای منحصر به فرد و بسیار مطبوع را برای مصرفکنندگان در سراسر جهان ایجاد کند.