راه دیدن

لغت نامه دهخدا

راه دیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) انتظار حادثه و واقعه ای کشیدن. ( ناظم الاطباء ). کنایه از انتظار کشیدن. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی متعلق به کتابخانه مؤلف ). || صلاح دیدن. صواب اندیشیدن. راهنمایی کردن:
سپهبد چنان کرد کو راه دید
همی دست از آن رزم کوتاه دید.فردوسی.|| کناره کردن و دوری کردن. ( ناظم الاطباء ). || چشیدن که مزه چیزها را دیدن باشد. || کنایه از جماع. ( لغت محلی شوشتر ).

فرهنگ فارسی

انتظار حادثه و واقعه کشیدن. یا صلاح دیدن. صواب اندیشیدن. یا کناره کردن و دوری کردن.

جمله سازی با راه دیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طریقت چیست عیبِ راه دیدن کم آزاری سبکباری گزیدن

💡 طریقت چیست، عین راه دیدن سبکباری کم آزاری گزیدن

💡 بدان پیر بخشایش کردگار که در راه دیدن کرد مردانه کار

💡 جهان گرچه از راه دیدن پری است ز کردار دیو است و نر اژدهاست

💡 تا به زجر و به فال نیک بود بر سر راه دیدن روباه

💡 گوش‌ها را در زمان حق شنیدن پنبه‌اند چشم‌ها را در مقام راه دیدن نشترند

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز