لغت نامه دهخدا
رازکش. [ ک َ /ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده راز. بسطدهنده سرّ. منتشرکننده راز. || کسی که افشای راز کند. ( آنندراج ). افشاکننده راز. خائن اسرار. ( ناظم الاطباء ).
رازکش. [ ک َ /ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده راز. بسطدهنده سرّ. منتشرکننده راز. || کسی که افشای راز کند. ( آنندراج ). افشاکننده راز. خائن اسرار. ( ناظم الاطباء ).
کشند. راز. بسط دهند. سر. منتشر کنند. راز. یا کسیکه افشای راز کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جامی از چشمه تسنیم بکش از کف حور شادی آنکه دلت راز کش دین آمد