لغت نامه دهخدا
راز خاک. [ زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سبزه و ریاحین است. راز زمین. ( آنندراج ).
راز خاک. [ زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سبزه و ریاحین است. راز زمین. ( آنندراج ).
کنایه از سبزه و ریاحین است. راز زمین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نی که بر خاک گشت آب روان هیچ شد آب راز خاک زیان
💡 از برای زیر خاکی راز خاک زنده گرداند ترا دانای پاک
💡 در چمن حشر نیستان کردند راز خاک از زبان سوسن پرس
💡 سبزه وش شاید که راز خاک بر صحرا نهیم باده حمرا ز جام لاله حمرا زدیم
💡 تخم امید جهانی تشنه جولان اوست تاکه راز خاک بردارد دلارام بهار
💡 خدایگانا، تا روز چند بنمایم که با ستاره کند راز خاک آن درگاه