لغت نامه دهخدا
خوش صورت. [ خوَش ْ / خُش ْ رَ ] ( ص مرکب ) خوش شکل. خوشگل. خوبروی. زیباروی: ناگاه دو مرغ دیدم بغایت خوش صورت که از هوا درآمدند. ( قصص الانبیاء ).
خوش صورت. [ خوَش ْ / خُش ْ رَ ] ( ص مرکب ) خوش شکل. خوشگل. خوبروی. زیباروی: ناگاه دو مرغ دیدم بغایت خوش صورت که از هوا درآمدند. ( قصص الانبیاء ).
خوبرو، زیبا، خوشگل.
خوش شکل خوشگل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دختر خوش صورت معنی گرو برده هم از معنی لیل گرو
💡 گر همچو کسان زشت منظر خوش صورت و خوش سیر نباشد
💡 بر سر کوی تو جان را خوشی خواهم داد زان که خوش صورت و خوش سیرت و خوش سیمایی