دانادلی

لغت نامه دهخدا

دانادلی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) خردمندی. دانائی. هوشیاری. دل آگاهی:
بجای سکندر بمان سالها
بدانادلی کشف کن حالها.حافظ.

جمله سازی با دانادلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شنیدم ز دانادلی بیش و کم که گردی پدید آید از تخم جم

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز