فرهنگستان زبان و ادب
{hemorrhage} [پزشکی] بیرون آمدن خون از رگ خونی پاره شده و ریخته شدن به درون یا بیرون از بدن * مصوب فرهنگستان اول
{hemorrhage} [پزشکی] بیرون آمدن خون از رگ خونی پاره شده و ریخته شدن به درون یا بیرون از بدن * مصوب فرهنگستان اول
خون رَوی (haemorrhage)
(یا: خون ریزی) خروج خون از دستگاه گردش خون. اگر خون روی مشاهده پذیر باشد، آن را آشکار می نامند؛ مثل خون روی از زخم. اگر خون روی داخلی باشد، پنهان نامیده می شود؛ مثل خونروی از زخم معده یا جراحات داخلی. از دست دادن حجم زیاد خون در مدتی کوتاه موجب شوک می شود و اگر خونِ ازدست رفته به سرعت جانشین نشود، ممکن است به مرگ بیانجامد. خون روی آهسته و مداوم ممکن است موجب کم خونی شود. خون روی سرخ رگی خطرناک تر از سیاه رگی است. با فشار مستقیم روی زخم خون روی را متوقف می کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیشه از خون روی سخت کوهکن را سرخ کرد تا نسازد راه قصر یار را دیگر سفید
💡 یا چون بنفشه باد زبان از قفا کشیده خصم تو یا چو لاله به خون روی شسته از غم
💡 جامی خسته دل ز غم خاک چه سان کند به سر کز مژه اش گرفت خون روی همه زمین فرو
💡 چپ راست دان این راه را در چاه دان این چاه را چون سوی موج خون روی در خون بود خوان کرم
💡 شمشیر او قصار کین شسته به خون روی زمین پیکان او خیاط دین دلدوز کفار آمده