خاک کش

لغت نامه دهخدا

خاک کش. [ ک َ / ک ِ ]( نف مرکب، اِ مرکب ) تخته ای است که دهقانان زمین شیار کرده را بدان هموار کنند و خاکش مخفف آن است. ( آنندراج ). مالِه ( در تداول مردم شمیران ). || کسی که خاک کشی می کند مقابل آجرکش یا گِل کش ( از اصطلاح بنایان ). || ارابه ای که خاک حمل می کند.

فرهنگ عمید

تخته ای که کشاورزان با آن زمین شیارکرده را هموار می کنند.

فرهنگ فارسی

تخته ایست که دهقانان زمین شیار کرده را بدان هموار کنند و خاکش مخفف آن است.

جمله سازی با خاک کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناید از کوه بلا آن کاید از یک مشت خاک کش ظفرجویان تیغت سوی اعدا افکنند

💡 کدام زخم که بر من ز دلستانی نیست کدام خاک کش از خون ما نشانی نیست

گران یعنی چه؟
گران یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز