لغت نامه دهخدا
خانه ساختن. [ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) بنای خانه کردن. ساختن خانه. درست کردن خانه:
دل ای رفیق بر این کاروانسرای مبند
که خانه ساختن آیین کاروانی نیست.سعدی.
خانه ساختن. [ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) بنای خانه کردن. ساختن خانه. درست کردن خانه:
دل ای رفیق بر این کاروانسرای مبند
که خانه ساختن آیین کاروانی نیست.سعدی.
بنای خانه کردن ساختن خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دل مدار نقش امانی که شرط نیست بت خانه ساختن به نظرگاه پادشا
💡 قدرت خانه ساختن حق داد تا تو از خویشتن نهی بنیاد